امیر خالدی


گروه شهرستان‌ها: زمانی که برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرمایه‌گذاری‌های گسترده در حوزه فرهنگ و هنر، در تلاش برای معرفی و تثبیت هویت‌های فرهنگی خود هستند، در ایران بسیاری از هنرمندان صاحب‌نام هنرهای سنتی، با مشکلات معیشتی و موانع اداری و کاغذ بازی دست ‌و پنجه نرم می‌کنند و با ترک فعالیت های هنری‌،عطای آن را به لقایش می بخشند.
مرتضی نداف، هنرمند و پژوهشگر شناخته‌شده هنر «سوخته‌نگاری» خراسان جنوبی که با عنوان «کاتب خراسانی» هم شناخته می‌شود، معتقد است ضعف حمایت‌های مدیریتی و کاغذ بازی پیچیده، عرصه را بر هنرمندان بسیار تنگ کرده است.
وی که سال‌ها در حوزه سوخته‌نگاری و خوشنویسی فعالیت داشته است، توجه به هنرهای اصیل ایرانی، حمایت از استعدادهای مناطق کمتر برخوردار و ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای توسعه و صادرات محصولات هنری را ضروری می داند.
هنر سوخته‌نگاری با پیشینه‌ای چند هزار ساله، یکی از شاخه‌های هنرهای سنتی ایران به شمار می‌رود؛ هنری که به گفته این استاد، برای بقا و انتقال به نسل‌های آینده نیازمند حمایت، آموزش و برنامه‌ریزی جدی است.
آنچه در ادامه می‌خوانید، گفتگوی «اطلاعات» با «مرتضی نداف» درباره وضع هنرهای سنتی، چالش‌های مدیریتی و ظرفیت‌های مغفول‌مانده هنر سوخته‌نگاری است.
استاد نداف! شما که به عنوان «کاتب خراسانی» سال‌ها در عرصه ملی و بین‌المللی فعالیت داشته‌اید، مهم‌ترین دغدغه امروزتان چیست؟
-مسأله از دغدغه‌های شخصی فراتر رفته است. طی ۳۰سال فعالیت هنری، همواره تلاش کرده‌ام در مسیر حفظ و ترویج فرهنگ و هنر اصیل ایران گام بردارم. امروز نگرانی من این است که چگونه می‌توان این میراث ارزشمند را به نسل‌های آینده منتقل کرد؛ آن هم در شرایطی که هنرهای سنتی با چالش‌های متعدد و کمبود حمایت مواجه هستند.
از پیشینه ۴۰۰۰ ساله سوخته‌نگاری سخن گفتید. این هنر چه ویژگی‌هایی دارد؟
-سوخته‌نگاری ریشه در فرهنگ و تمدن ایران دارد. در این هنر، نقوش و طرح‌ها با استفاده از حرارت بر سطح چوب ایجاد می‌شوند و همین موضوع سبب می‌شود احساس و ظرافت کار هنرمند به شکل مستقیمی در اثر منعکس شود. طی سال‌ها، این هنر از نظر فنی پیشرفت‌های چشمگیری داشته و امروزه امکان خلق طیف‌های متنوعی از رنگ و سایه فقط از طریق سوختگی روی چوب فراهم شده
است.
متأسفانه گاهی این هنر با آثار ماشینی و تولیدات لیزری مقایسه می‌شود؛ در حالی که ماهیت و ارزش هنر دست با تولیدات صنعتی تفاوت بنیادین دارد.
شما انتقادهایی به مدیریت فرهنگی کشور دارید. مهم‌ترین این انتقادها چیست؟
-مشکل اصلی، نگاه تک‌بعدی به مقوله فرهنگ و هنر است. برخی رشته‌های هنری به دلیل برخورداری از مخاطبان گسترده‌تر یا فضای رسانه‌ای پررنگ‌تر، سهم بیشتری از توجه و حمایت‌ها را دریافت می‌کنند؛ در حالی که بسیاری از هنرهای سنتی و ریشه‌دار کمتر دیده می‌شوند .
از سوی دیگر، بخشی از ساختار اداری دچار روزمرگی شده است. هنرمندان برای پیگیری امور خود با فرآیندهای پیچیده و زمان‌بر مواجهند و این موضوع انگیزه فعالیت را کاهش می‌دهد. به باور من، مدیریت فرهنگی باید بیش از گذشته بر تخصص، تجربه و حمایت عملی از هنرمندان تکیه کند.
چه راهکاری برای بهبود این وضعیت پیشنهاد می‌کنید؟
-مهم‌ترین مسأله، تغییر نگرش مدیریتی است. باید از تمرکزگرایی فاصله گرفت و به ظرفیت‌های استان‌ها توجه بیشتری داشت. همچنین لازم است بودجه‌ها و امکانات فرهنگی به‌صورت هدفمند در اختیار افراد متخصص و فعال قرار گیرد.ارتباط مستمر مدیران با هنرمندان، استفاده از تجربه پیشکسوتان و توجه به نظام استادـ شاگردی می‌تواند در تربیت نسل جدید هنرمندان مؤثر باشد. مدیران فرهنگی باید نقش تسهیل‌گر داشته باشند و زمینه رشد استعدادها را فراهم کنند.
 وضعیت هنر در خراسان جنوبی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
-خراسان جنوبی از استعدادهای فراوانی بهره‌مند است. بارها شاهد بوده‌ام که هنرمندان جوان این استان آثاری درخور توجه خلق کرده‌اند، اما نبود حمایت‌های مالی و زیرساختی مانع از شکوفایی کامل توانایی‌های آنان شده است.
بسیاری از هنرمندان برای ادامه فعالیت ناچار به مهاجرت می‌شوند یا آثار خود را صرفاً برای بازارهای خارج از استان و کشور تولید می‌کنند. اگر حمایت‌های لازم انجام شود، این منطقه می‌تواند به یکی از قطب‌های مهم هنرهای سنتی کشور تبدیل شود.
 شما از طرح‌هایی برای اشتغال‌زایی و صادرات محصولات هنری سخن گفته‌اید. این طرح‌ها در چه مرحله‌ای قرار دارند؟
-سال‌ها پیش طرحی با عنوان «کاب» (کار و برکت) تدوین کردم که هدف آن ایجاد اشتغال گسترده در حوزه هنرهای سنتی بود. این طرح حتی مورد توجه برخی سرمایه‌گذاران خارجی قرار گرفت و پیشنهادهایی برای اجرای آن در خارج از کشور مطرح شد اما با این حال، ترجیح دادم این ظرفیت در داخل کشور به کار گرفته شود. معتقدم هنر و میراث فرهنگی ایران باید در خدمت توسعه فرهنگی و اقتصادی کشور قرار گیرد و حمایت از چنین طرح‌هایی می‌تواند زمینه اشتغال و رونق اقتصادی را فراهم کند.
 برخی معتقدند فناوری‌های جدید مانند لیزر و چاپ دیجیتال، جای هنرهای دستی را می‌گیرند. نظر شما چیست؟
-اگر استفاده از فناوری به حذف هنر دست منجر شود، تهدید محسوب می‌شود؛ اما اگر در خدمت معرفی، بازاریابی و توسعه بازار هنر قرار گیرد، می‌تواند فرصت باشد .
نمونه موفق این موضوع را می‌توان در فرش دستباف مشاهده کرد. با وجود تولیدات صنعتی، همچنان آثار دستباف به دلیل اصالت و ارزش هنری خود جایگاه ویژه‌ای دارند. در حوزه سوخته‌نگاری نیز باید زنجیره ارزش از تأمین مواد اولیه تا بسته‌بندی و صادرات شکل بگیرد تا این هنر بتواند جایگاه شایسته خود را پیدا کند.
 نظام آموزشی تا چه اندازه در انتقال این هنر موفق بوده است؟
-به نظر من هنوز فاصله زیادی تا وضعیت مطلوب وجود دارد. ارتباط مراکز آموزشی با استادان و پیشکسوتان باید تقویت شود و آموزش هنرهای سنتی در برنامه‌های درسی جایگاه جدی‌تری پیدا کند.
تلاش‌هایی برای معرفی سوخته‌نگاری در برخی سطوح آموزشی انجام شده است، اما برای حفظ و گسترش این هنر به برنامه‌ریزی گسترده‌تر، کارگاه‌های آموزشی و فعالیت‌های ترویجی بیشتری نیاز داریم.
 درباره راه‌اندازی موزه تخصصی هنرهای آتش و چوب توضیح دهید.
-در سال‌های گذشته پیگیری‌های متعددی برای تأسیس «موزه تخصصی هنرهای آتش و چوب» انجام داده‌ام و مکاتباتی نیز با نهادهای مختلف صورت گرفته است. هدف از این طرح، حفظ و نمایش آثار ارزشمند این حوزه و معرفی آن به عموم مردم و پژوهشگران است.
در مجموعه آثار موجود، نمونه‌های کم‌نظیر و منحصربه‌فردی وجود دارد که می‌تواند بخشی از ظرفیت فرهنگی کشور را به نمایش بگذارد. امیدوارم زمینه لازم برای تحقق این ایده فراهم شود.
اگر بخواهید رسالت یک هنرمند پیشکسوت را در یک جمله بیان کنید، چه می‌گویید؟
-به باور من، هیچ منطقه‌ای کم‌برخوردار نیست؛ بلکه گاهی ما از شناخت ظرفیت‌ها و استعدادهای آن مناطق غافل می‌شویم. رسالت هنرمند، خدمت به فرهنگ، هویت و اصالت این سرزمین است. جوانان هنرمند نیز باید به توانایی‌ها و داشته‌های فرهنگی خود اعتماد کنند؛ زیرا هنر اصیل ایرانی می‌تواند زبان مشترکی برای ارتباط با جهان
 باشد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی